توضیح: ارجاع DHS به دادستان کل و تغییرات احتمالی در مرجع اخراج پناهندگان
تا تاریخ ۱۳ فوریه ۲۰۲۶، هیچ تصمیمی از سوی دادستان کل صادر نشده است. این سند پیامدهای احتمالی در صورت تصویب این ارجاع را توضیح میدهد.
طبق قانون مهاجرت و تابعیت، به پناهندگانی که در ایالات متحده پذیرفته میشوند، وضعیت قانونی اعطا میشود و پس از یک سال ملزم به درخواست اقامت دائم هستند. برای دههها، دادگاههای مهاجرت با پناهندگان پذیرفته شده به عنوان افرادی که از قبل در داخل کشور بودهاند، رفتار کردهاند، به این معنی که دولت اگر بخواهد آنها را اخراج کند، باید از دلایل محدودتر «قابلیت اخراج» استفاده کند.
در ۲۱ ژانویه ۲۰۲۶، وزارت امنیت داخلی پروندهای را به دادستان کل ارجاع داد و از او خواست که این رویه را لغو کند و در عوض، پس از یک سال، با پناهندگان طوری رفتار کند که گویی دوباره برای پذیرش درخواست میدهند. در صورت تصویب، این تغییر، پناهندگان را در معرض دلایل گستردهتر و سختگیرانهتر «عدم پذیرش» اخراج قرار میدهد.
این یک توضیح جزئی در مورد رویه قضایی نیست. این تلاشی برای تغییر قانون مهاجرت الزامآور از طریق صدور گواهینامه دادستان کل است.
از نظر رویه ای چه اتفاقی می افتد؟
در ۲۱ ژانویه ۲۰۲۶، کریستی نوئم، وزیر امنیت داخلی، رسماً موضوع DK- را برای بررسی به دادستان کل، پاملا بوندی، ارجاع داد.
طبق قانون مهاجرت، دادستان کل اختیار دارد تا تصمیمات هیئت تجدیدنظر مهاجرت را تأیید و لغو کند. هنگامی که دادستان کل از طریق تأیید، تصمیمی را صادر میکند، این تصمیم در سراسر کشور لازمالاجرا میشود، مگر اینکه توسط دادگاه فدرال لغو شود یا با اقدام بعدی تغییر کند.
وزارت امنیت داخلی از دادستان کل میخواهد که تصمیم فعلی هیئت مدیره را لغو کرده و آن را با تفسیر جدیدی از نحوهی پذیرش پناهندگان طبق قانون جایگزین کند.
این تلاشی برای لغو رویههای تثبیتشده است.
پرونده اصلی چه بود؟
در پروندهی DK- ، هیئت تجدیدنظر مهاجرت رأی داد که:
پناهندهای که در ایالات متحده پذیرفته شده است
و چه کسی هنوز به اقامت دائم قانونی عادت نکرده است
ممکن است در مراحل حذف قرار گیرد
اما به طور کلی باید تحت عنوان «قابلیت اخراج» طبق ماده ۲۳۷ قانون مهاجرت و تابعیت آمریکا (INA §237) متهم شود، نه تحت عنوان «عدم پذیرش» طبق ماده ۲۱۲ قانون مهاجرت و تابعیت آمریکا (INA §212)
هیئت مدیره با پناهنده پذیرفته شده به عنوان کسی که از قبل در داخل کشور است، رفتار میکرد، نه به عنوان کسی که دوباره به دنبال پذیرش است.
این تمایز اهمیت دارد.
چرا این تمایز اهمیت دارد؟
قانون مهاجرت از دو چارچوب قانونی مختلف برای حذف افراد استفاده میکند:
قابلیت اخراج (ماده ۲۳۷ قانون مهاجرت و تابعیت آمریکا) شامل افرادی میشود که قبلاً در ایالات متحده پذیرفته شدهاند. شرایط محدودتر است.
عدم پذیرش (INA §212) در مورد افرادی که به دنبال پذیرش هستند اعمال میشود. این دلایل گستردهتر هستند و گزینههای بیشتری برای اخراج به دولت میدهند.
سالهاست که با پناهندگان به محض ورود به کشور، مانند افراد پذیرفتهشده رفتار میشود. اگر دولت بخواهد آنها را اخراج کند، معمولاً باید از دلایل محدودترِ اخراج استفاده کند.
این چارچوب، ثبات قانونی معناداری را فراهم میکند.
آنچه وزارت امنیت داخلی آمریکا (DHS) سعی در تغییر آن دارد
وزارت امنیت داخلی استدلال میکند که پذیرش پناهندگان طبق ماده ۲۰۹ قانون مهاجرت و تابعیت آمریکا (INA §209) موقت و مشروط است. این قانون ایجاب میکند که پس از یک سال، پناهنده باید برای بررسی در رابطه با تطبیق وضعیت خود با اقامت دائم قانونی، «بازگردد یا بازگردانده شود».
وزارت امنیت داخلی آمریکا (DHS) مدعی است که این بازرسی باید به عنوان یک تصمیم جدید برای پذیرش تلقی شود. طبق این تفسیر، پناهندگان پس از یک سال عملاً دوباره برای پذیرش درخواست میدهند و بنابراین میتوانند به دلیل عدم پذیرش متهم شوند.
نکته مهم این است که این «بازگشت» یک عبور فیزیکی از مرز نیست. این یک بازرسی قانونی است که به فرآیند تعدیل یک ساله مورد نیاز مرتبط است. وزارت امنیت داخلی استدلال میکند که این بازرسی به عنوان یک تصمیم پذیرش مجدد عمل میکند.
اگر دادستان کل موافقت کند، پناهندگان میتوانند تحت چارچوب گستردهتر عدم پذیرش به جای چارچوب محدودترِ اخراج، متهم شوند.
چرا این مهم است؟
اگر دادستان کل تفسیر وزارت امنیت داخلی را بپذیرد، عواقب آن فراتر از این پرونده واحد خواهد بود.
یعنی:
پذیرش پناهندگان به عنوان یک امر موقت و نه دائمی تلقی میشود.
پس از یک سال، پناهندگان میتوانند مشمول دلایل عدم پذیرش گستردهتری شوند.
وزارت امنیت داخلی (DHS) اختیارات بیشتری برای آغاز مراحل اخراج به دست خواهد آورد.
جایگاه قانونی وضعیت پناهندگی قبل از تعدیل گرین کارت، ناامنتر خواهد شد.
پویایی بار در مراحل حذف به شیوههای معناداری تغییر خواهد کرد.
این امر، حمایت از پناهندگان را از یک مسیر پذیرش پایدار به چیزی مشروطتر تغییر میدهد.
پیامدهای استراتژیک
اگر این تفسیر به سابقه الزامآور تبدیل شود، سه پیامد ساختاری محتمل است:
اختیارات گسترده برای حذف
وزارت امنیت داخلی (DHS) هنگام تلاش برای اخراج پناهندگان، ابزارهای قانونی گستردهتری در اختیار خواهد داشت.افزایش آسیبپذیری قانونی در طول فرآیند تعدیل
دوره تعدیل اجباری یک ساله به یک لحظه قانونی متزلزلتر تبدیل میشود.عدم قطعیت سیستمی بیشتر
وضعیت پناهندگی به عنوان وضعیتی با امنیت کمتر تلقی میشود که میتواند تأثیرات منفی بر سیاستهای ادغام، اشتغال و پذیرش داشته باشد.
این یک تغییر دکترین است که از طریق تفسیر مجدد اداری قانون انجام میشود، نه یک فرآیند مشورتی با ذینفعان مناسب و نظارت کنگره.
این برای پناهندگان افغان چه معنایی دارد؟
این تحول مستقیماً بر تعداد محدود دارندگان ویزای ویژه مهاجرت افغانستان که به عنوان مهاجر پذیرفته میشوند، تأثیر نمیگذارد.
این میتواند بر افغانهایی که از طریق مسیر پناهندگی پذیرفته شدهاند، تأثیر بگذارد.
برای خانوادههای پناهنده، سال اول اقامت در ایالات متحده، از قبل هم شکنندهترین دوره است، از جمله مسکن، اشتغال، ثبت نام در مدرسه، مراقبتهای پزشکی و کارهای اداری قانونی. یک سال زمانی است که پناهندگان ملزم به درخواست برای اقامت دائم قانونی هستند.
اگر دادستان کل رویکرد DHS را اتخاذ کند:
پناهندگان میتوانند تحت مجموعهای گستردهتر از نظریههای حقوقی با اخراج مواجه شوند.
مسائلی که به طور سنتی تحت عنوان «قابلیت اخراج» مورد بررسی قرار میگیرند، میتوانند به عنوان «غیرقابل پذیرش» تغییر شکل دهند.
فرآیند تعدیل، خطر طرح دعوی قضایی بیشتری را به همراه خواهد داشت.
پذیرش پناهندگان به جای اینکه دائمی باشد، مشروط توصیف خواهد شد.
پناهندگان با این درک پذیرفته شدند که در مسیر اقامت دائم قرار دارند. تفسیر مجدد آن مسیر پس از ورود، نگرانیهایی را در مورد اعتماد و انصاف ایجاد میکند.
تأثیر بر نظام حقوقی
در صورت اجرا، این تغییر منجر به موارد زیر خواهد شد:
افزایش دعاوی حقوقی بر سر تصمیمات مربوط به اتهامات.
افزایش ریسک در مراحل اخراج.
در موارد خاص، میزان مواجهه با بازداشت را افزایش دهید.
درخواستهای تجدیدنظر و درخواستهای اضطراری بیشتری ایجاد کنید.
فشار را به دادگاههای مهاجرتی که از قبل هم شلوغ بودهاند، افزایش دهید.
ارائه دهندگان خدمات حقوقی باید پروندههای بیشتری را تحت زمانبندی دقیقتری بررسی کنند.
تأثیر بر کارفرمایان و نیروی کار
پناهندگان بخش قابل توجهی از نیروی کار در بخشهای مراقبتهای بهداشتی، تولید، تدارکات، مهماننوازی، فرآوری مواد غذایی و مشاغل کوچک را تشکیل میدهند.
تغییر به سمت اختیارات گستردهتر برای حذف اموال، موارد زیر را به دنبال خواهد داشت:
افزایش بیثباتی نیروی کار.
چالشهای انطباق با مقررات و منابع انسانی را برای کارفرمایان ایجاد کنید.
خطر بازداشت یا طولانی شدن روند دادرسی را برای کارمندان افزایش میدهد.
تزریق عدم اطمینان به اقتصادهای محلی که به نیروی کار پناهندگان متکی هستند.
بیثباتی قانونی محدود به دادگاه مهاجرت نمیشود. این بیثباتی به کارفرمایان، جوامع و اقتصادهای ایالتی نیز سرایت میکند.
تأثیر بر جوامع و دولتهای محلی
دولتهای محلی، مدارس و ارائه دهندگان خدمات، سرمایهگذاریهای هنگفتی در ادغام پناهندگان انجام دادهاند.
اگر وضعیت پناهندگی مشروطتر شود:
اعتماد جامعه کاهش مییابد.
ثبات خانواده مختل میشود.
سیستمهای خدمات اجتماعی با غیرقابلپیشبینی بودن بیشتری مواجه هستند.
تداوم تلاشهای ادغام دشوارتر میشود.
جوامعی که با حسن نیت از پناهندگان استقبال کردند، ممکن است در همکاری با خانوادههایی که معتقد بودند در مسیری امن و پایدار قرار دارند، با بیثباتی و سردرگمی مجدد مواجه شوند.
تغییر سیستماتیک گستردهتر
در اصل، این یک تفسیر مجدد از معنای پذیرش پناهندگان است.
برای دههها، پذیرش به عنوان پناهنده به عنوان یک تعهد بشردوستانه پایدار منجر به اقامت دائم عمل کرده است. ارجاع وزارت امنیت داخلی از دادستان کل میخواهد که این پذیرش را به عنوان موقت و مشروط به گونهای تغییر دهد که اختیارات اجرایی برای حذف را گسترش دهد.
این یک تغییر فنی نیست. این یک تغییر اساسی در نحوهی درک حمایت از پناهندگان تحت قانون ایالات متحده است.
در صورت تصویب، این تصمیم امنیت وضعیت پناهندگی در سراسر کشور را محدود کرده و چشمانداز قانونی هزاران خانواده را تغییر خواهد داد.